|
|
معنا
عشق یعنی انتظارو انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن
از وبلاگ جادوی عشق راستین |
سر در گم
بلاتكليفم! مثل كتاب فراموش شده يي رو نيمكت يه پارک سوت كور كه باد ديوونه نخونده ورقش مي زنه حالا هدف از زندگی چیه؟
از وبلاگ آدم ها |
وعده
آخه من چه جوری باید بگم از امروزو فردا کردن خسته شدم. هیچی بیشتر از این وعده ها کلافه و داغونم نمی کنه. |
در این شبهای عزیز، متوسل شوید به کسی که بهترین بوده و هست. (حضرت علی ع) مطمئن باشید که نتیجه می گیرید. منو از دعاتون فراموش نکنید. |
فرشته
سلام و ممنون به خاطر این همه خوبی و تبریک هایی که واسم فرستادین. با جون و دل پیام هاتون رو خوندم و لذت بردم. و کامنت نویسنده وبلاگ باران تنهایی بدجور روی من اثر گذاشت. به قدری که اشک ریختم. ایشون نوشتند: "روزی که تو به دنیا آمدی،باران می بارید اما آسمان ابری نبود. این فرشته ها بودند که گریه می کردند. چون یکی از آنها کم شده بود." مطمئن باشید این جمله شامل من نمی شه. اما ای کاش شامل اکثر آدم ها بشه. من که دیگه از دیدن کسانی که به خودشون لقب آدم می دن خسته شدم. کاش فرشته ها بیشتر بشن. |
تولد من
در بیست و پنج مهر،بيست و سومین پاييز زندگيم آمد زندگی جنگی است برای هر چه بهتر نواختن موسيقی زندگی برای هر چه بهتر بودن برای دريا بودن و دلی چون دريا داشتن و آنچه دليل بودن است دوستداشتن است ما هستيم چرا که دوست داريم و می جنگيم برای اينکه باشيم.... هر بهار زندگی که می گذرد لباس رزم را عوض می کنيم پوشيدن لباس تازه بر من مبارک... |
مرگ
کاش همه آدم ها شبها قبل از خواب، به این فکر می کردند، که شاید فردا نباشند... |
تمنا
اینجا برای دیدن تو روزی هزار بار شعر بلند تمنا سروده ام... |
حرف حساب
یکی از دوستان خوبم، در مورد آپدیت قبلی، جمله ای برام اف گذاشته بود. که ازش ممنونم. چون خیلی جالب بود برام. "مهم نيست که ديگران ما را چگونه قضاوت مي کنند مهم اين است که ما در خلوتي سرشار از خلوص خويشتن را قضاوت مي کنيم"..... (نادر ابراهيمی) |
قضاوت
از اول ماه رمضان یه برنامه تلویزیونی شبک سه قبل از افطار می ذاره به اسم جزرو مد خیلی زیباست حتما ببنینید. آخر این برنامه آقای حسنی، مجری برنامه جمله خیلی جالبی می گه. که وقتی اولین بار شنیدم احساس خاصی بهم دست داد. می دونید چی می گه؟ "خدایا کاری کن که در مورد ما درست قضاوت کنند" خداییش در مورد من که تا الآن خیلی ها درست قضاوت نکردند. |
سکوت
به تماشا سوگند وبه آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه اي در قفس است ... |
دلتنگ
وقتی خودم دلتنگم بغض می کنم، اشک می ریزم، از خدا گله می کنم. اما وقتی مرد سبزم دلتنگه دیگه نمی دونم باید چکارکنم؟! حاضرم بمیرم اما نبینم این جور بی تابی می کنه... |
لحظه ها
روزها می گذرند و من برای دیدار دوباره تو لحظه ها را به هم پیوند میزنم و گاه گاهی عقربه های ساعت را دستکاری می کنم تا شاید ثانیه ها زودتربگذرند روزها می گذرند و من با اشعارم که همه با نفسهای تو زنده اند ، خود را مشغول می کنم و شب ها با یاد لالایی های بی وقفه ات به خواب می روم... به امید روزی دیگر و کم شدن از روزهای مانده به دیدار تو روزها می گذرند لحظه ها در گذرند و من به ثانیه هایی می اندیشم که نگاه خسته من درنگاه پر از شور تو گم شود... و من در چشمان پر از ستاره ات خانه اختیارکنم. روزها می گذرند و من به انتظار کوچ پرستو ها پشت پنجره خاک می خورم کاش این لحظه های بی رحم تمام می شد کاش.... کاش پرستو ها می آمدند |
|
|
| | | | | | | | | | | |
|
|