|
|
قسم
| کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم.... |
مغلوب
روزها رفتند و من ديگر خود نمي دانم كدامينم آن من سرسخت مغرورم يا من مغلوب ديرينم؟! (فروغ فرخزاد) کاش مثل فروغ می مردم.... |
؟؟
چی بدتر از این که آدم دلش بخواد الان ازدواج کنه اما هیچی درست نیست؟ همه ناراضین و می گن فقط جدایی چی بدتر از این که مجبورم هر روز از جلو چند تا مغازه لباس عروس رد شم؟! و بغض کنم؟؟؟ حرف من اینه خدا سرش اینقدر شلوغه که من و علی رو فراموش کرده؟؟؟ |
مرگ
فدای سرت اگه من خیلی تنهام فدای سرت اگه گریونه چشمها...
من بی تو می میرم می میرم می میرم می میرم می میرم می میرم می میرم می میرم یکی به من بگه جدایی یعنی چی؟ حالم خیلی بده..... |
فکر
چند روزیه که می رم کلاس ورزش. روز اول مربی آخر وقت گفت: تمرکز بگیرید و به یه چیز خوب فکر کنید. آخ که فقط می شد به یه چیز فکر کرد. یه مرد سبز که خیلی دلم واسه آغوشش تنگه... شما بودید به چی فکر می کردید؟؟ |
آرزو
کاش چشمهایم پر خواب می شد از عطر تنت بی تاب می شد کاش هرم تنت با من بود حضور نازکت با من بود دل خسته شده از دوری کاش ناگهان فردا می شد کاش به آغوشت راهی بود تا رسیدن به نور دیده ات جایی بود کاش بی امان فریاد می شد بغض دوری لبت بیداد می شد کاش لحظه ها را باد می برد فرداهای من و تو بیدار می شد.... |
ماهی تو
در ميان بازوان تو ماهي هميشه تشنه ام اي زلال تابناك يك نفس اگر مرا به حال خود رها كني ماهي تو جان سپرده روي خاك
از وبلاگ وادی عشق |
میلاد
پارسال تو وبلاگ قدیمیم همین جمله ها رو نوشتم . حالا باز هم می نویسم.
سالها پیش که من هنوز به دنیا نیومده بودم و وجود نداشتم ، یه پسر بور و سفید و تپل مپلی پا به دنیای خاکی گذاشت و خدا تو پیشونیش اسم من رو حک کرد که وقتی بزرگ شد بیاد و منو با خودش ببره به یه دنیای دیگه. دنیای پر از عشق و خوشبختی.... بله ، امروز تولد مرد سبزمه... امروز از روز تولد خودم برام عزیز تره.... متبرک باد 13 دی روز تولد یگانه عشق من.....
میلاد تو میلاد عشق میلاد مردی سبز واقعه ای شیرین برای تو برای من برای ما... نازنین مهربان تولدت مبارک... |
کریسمس مبارررررررک...
*** از این لحظه های کشنده از این زجه های زننده نجاتم بده نجاتم بده (گوگوش)
از دوری خسته ام. از کنار هم نبودن از آرزهای دور خسته ام از دوری خسته ام |
|
|
| | | | | | | |
|
|