|
|
یار
اگه دستامو بگیری غم پاییزو ندارم می دونم که تو نگاهت همیشه بهارو دارم... چقدر بودن یار خوبه. دلم گرفته... |
طعم مرگ
فقط چند ثانیه... من که عاشق مرگم. فقط چند ثانیه اومد سراغم...
غیبتم طولانی شد. چند روزی نبودم. تو این چند روز چند ثانیه ای به اون دنیا رفتم. عجیب بود. فقط چند ثانیه...دیدن خودم سر قبرم. دیدن خانواده بااشک و ناله بالای قبرم... و دوباره برگشت به این دنیا و صدای دکتری که می گه داره هوش می یاد....... لعنتی. کاش... حالا دوباره ادامه زندگی... حالا دوباره انتظار وصال حالا دوباره شوق دیدن یار اما چه طولانی انتظار و شوق و امیدی که شاید 1 سال طول بکشه...
علی؟ یا تو یا مرگ... منتظرت می مونم. |
هدیه خدا
خدا هدیه ای که می ده هرگز پس نمی گیره.... تو این چند روز به این امید زنده بودم. اما می شه واقعاً امیدی داشت.....؟؟؟!!! |
بی علی بودن
خیلی سخته خیلی سخته که باور کنم علی تا چند روز پیش همسر آینده ام بوده و حالا باید یه خاطره باشه. خیلی سخته که حق اشک ریختن ندارم. خیلی سخته که تمام روز رو سکوت کنم. خیلی سخته که همه می گن فراموش کردنش سخت نیست. خیلی سخته که همه به دروغ می گن درکت می کنیم. خیلی سخته بی علی بودن. خیلی سخته بی علی زیستن. باورت می شه.!؟ لیلا داره از درون نابود می شه. در سکوت با بغض... علی؟ تو فقط می فهمی مگه نه؟ |
love
روز عشاق(والنتاین) به تمام عاشق های واقعی دنیا مبارک. عاشق باشید. عاشق بمونید. قدر همدیگرو هم بدونید. یادتون باشه لحظه هایی که رفت دیگه تکرار نمی شه...
مرد سبزم روز عشاق بر تو که عاشق ترینی مبارک...
من زندگیم را خواب می بینم من رویاهایم را زندگی میکنم....... |
پایان
من وعلی رسماٌ از هم جدا شدیم. حالا من تنهام. علی تنهاست. و بقیه شادن. کسایی که باعث این جدایی شدن رو هرگز نمی بخشم. از خدا می خوام ازشون انتقام بگیره. نه امام حسین حرفامو شنید نه خدا و نه هیچ کس دیگه. حالا تنهام. می شه دعا کنید. می شه دعا کنیدبمیرم. چون دارم ذره ذره آب می شم. می خوام یهو نابود شم. می شه؟ |
دلتنگ
کی می شه وقت رسیدن وقت دیدار دوباره روی ماه تو رودیدن وقت لبخند ستاره چه سکوتی داره خونه قد گریه های آخر واسه گرمای نگاهت دل من تنگه مسافر دل من تنگه مسافر
یعنی امام حسین اشکهای این روزهای من و علی رو دید؟ یعنی بغضمون رو حس کرد؟ یعنی صدامون رو شنید که به خداش پیغام مارو برسونه؟ یعنی نذرمون رو قبول کرد؟ |
معجزه
دارم این جمله رو مدام تکرار می کنم. عشق الهی به کامل ترین کار خود مشغول است. و اینکه من منتظر یک معجزه ام. رخ خواهد داد. رخ خواهد داد. من به مرد سبزم اعتماد دارم. دعا کنید چون داریم با چنگ و دندون از عشقمون دفا می کنیم البته با رعایت کلیه احترامات به هر دو خانواده ما حق هم هستیم پس خدا با ماست. |
دو راهی
سر یه دو راهی ناجور گیر افتادم. حال و روزم خیلی بده. مادر و پدرم نگران آینده من هستند و می خوان که از این ازدواج بگذرم. البته حق دارن به خاط اینکه اتفاقاتی افتاده تو این یک سال که هر کی باشه نگران می شه. اونا ناراحتن. بغض می کنن و من سخت نگرانشونم. چون از لحاظ سنی شرایطی دارن که نگرانم می کنه. اما راه دوم انتخاب علی با تمام سختی ها و رسیدن به علی و نادیده گرفتن اشکهای مامانم و خودخوری های پدرم. تکه حرفهای مادر شوهرم و بی محلی پدر شوهرم حالا این وسط تکلیف من چیه؟ بدون علی می شه زندگی کرد؟ بغض هر روزه پدر و مادر رو می شه دید؟ اینجاست که باید بگم مثل خر تو گل گیر کردم... |
|
|
| | | | | | | |
|
|